|
|
|
|
|
سر آ غاز عشق ........ كسي مي ايد تا آيينه ها را به تبسم وا دارد ومرهمي بر زخم شقايق ها بگذارد. كسي مي ايد تا آ واز مهتاب را به گوش همه فرشتگان برساند.كسي مي ايد تا كاسه هاي نياز ما را از الطاف و مهرباني هاي خويش سرشار كند. اي سوار مشرقي ..... اي مولاي عشق وايمان... توسن كلام را به نام تو زين مي كنم . اسب باد پاي پويه هاي دلم را به سمت آمدن تو مي رانم و مي دانم كه در يك روز دوست داشتني نگاه نافذ تو همه جا را سر سبز خواهد كرد. ميدانم كه مي ايي و دست نوازش بر سر بشر ميكشي . اي مولا سر انگشتان شفا بخش تو سبزينه سراسر دنياست.هر گاه نيم نگاهي به سوي ما روانه كني .روان ما در گلزار طلوع وتجلي از همه پژمردگي ها رهايي مي يابد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط صبا
|
|
||
|
|
|
|
|
من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه . سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط صبا
|
|
||